پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۴۱ ق.ظ

درباره سايت

جماز

بر آن شدیم که با اتحاد و همدلی بتوانیم قدمی حتی کوچک برای تعجیل در فرج مولایمان برداریم یا حداقل دل حضرتش را راضی و خوشنود سازیم.
راه ارتباطی با ما:
جیمیل:313jamaz@gmail.com

سامانه پیامکی:500010400000260

پیج اینستاگرام ما: jamaz.ir@

ما را دنبال کنید.....

هدف اصلی گروه : ترویج مباحث شیعه کمک به ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مبارزه با سبک زندگی غربی و تشویق به زندگی اسلامی

بایگانی

همسنگران

همراه با شهدا

شبکه های اجتماعی

۱ مطلب توسط «جماز» ثبت شده است

توبه نامه شهید علیرضا پارسا

« توبه‌نامه »

بار خدایا از کارهائی که کرده‌ام به تو پناه می برم از جمله:

1ـ از اینکه حسد کردم.

2ـ از اینکه تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم .

3ـ از اینکه در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم .

4ـ از اینکه زیبائی قلمم را به رخ کسی کشیدم .

5ـ از اینکه مرگ را فراموش کردم .

6ـ از اینکه در راهت سستی و تنبلی کردم .

7ـ از اینکه عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم .

8ـ از اینکه برای دوستم آرزوی کفر کردم که ایمانم نمایانتر شود .

9ـ از اینکه به کسی دروغ گفتم که آنجا حق این بوده است که راست بگویم .

10ـ از اینکه درسطح پائین‌ترین افراد جامعه زندگی نکردم .

11ـ از اینکه منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند .

12ـ از اینکه امامم را نشناختم و محبت او را در دل نداشتم و به گفتة پیغمبر (ص) هرکسی بمیرد و امام خویش را نشناسد مانند کسی است که در جاهلیت مرده است .

13ـ از اینکه دیگری را وادار کردم که به بزرگی من اعتراف کند و از بزرگی تو بازماند .

14ـ از اینکه شب به هر نماز شب بیدار نشدم .

15ـ از اینکه دیگران را به کسی خنداندم غافل از آنکه خود خنده‌دارتر از همه هستم .

16ـ از اینکه لحظه‌ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم .

17ـ از اینکه حق والدینم را ادا نکردم .

18ـ از اینکه در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع‌تر نبودم .

19ـ از اینکه همواره خشم بر عقلم ( فرو بردن خشم) غلبه داشت .

20ـ از اینکه چشمم گاه به ناپاکی آلوده شد

21ـ از اینکه شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم

22ـ از اینکه زبانم گفت: بفرمائید ولی دلم نگفت: بفرمائید .

23ـ از اینکه حرف حق، شنیدنش برایم مشکل بود و منطقی نبودم .

24ـ از اینکه نشان دادم کاره‌ای هستم خدا کند که پُست و مقام پَستمان نکند .

25ـ از اینکه ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود.

26ـ از اینکه بر خود چیزی را پسندیدم و بر بنده ات نپسندیدم .

27- از اینکه منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم غافل از اینکه تو بهتر از دیگران می‌نویسی و با حافظه‌تری .

28ـ از اینکه سعی داشتم کار بدم را در حضور جمعی توجیه کنم با آنکه می‌دانستم غلط است .

29ـ از اینکه در سخن گفتم و راه رفتن ادای دیگران را در آوردم .

30ـ از اینکه رسوا شدن در دنیا برایم دشوارتر از رسوائیهای آخرت بود .

31ـ از اینکه حق محبت دیگران را ادا نکردم .

32ـ از اینکه غیبت دوستم را کردند ومن از ته قلب خوشحال شدم .

33ـ از اینکه در نظریه‌ام شک نکردم تعمق نکردم و فکر کردم هر چه می گویم صحیح است .

34ـ از اینکه پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند .

35ـ از اینکه هر قراری باید می‌رفتم دیر رفتم یا اصلاً نرفتم .

36ـ از اینکه خلاف وعده‌ای که داده بودم عمل کردم یا زیر قولم زدم .

37ـ از اینکه مبالغه در حرف زدن کردم وچیزی را بزرگتر از آنچه بود نشان دادم .

38ـ از اینکه از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم .

39ـ از اینکه شکر نعمت را بجا نیاوردم ودلم می‌خواست کاش زیباتر وغنی‌تر بودم .

40ـ از اینکه رعایت بهداشت جمعی را نکردم ( حمام ، مسواک، ناخن، غذا و.....) .

41ـ از اینکه جائی که باید امر به معروف و نهی‌از منکر کنم نکردم .

42ـ از اینکه کاری که باید فی سبیل الله می‌کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم .

43ـ از اینکه شب با یاد تو بخواب بروم، بلکه به فکر این بودم که فردا چه کنم.  ( فی سبیل الله)

44ـ از اینکه نماز را بی‌معنی خواندم و حواسم جای دیگر بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم .

45 ـ از اینکه در اثر غرور آزادی عمل و آزادی فکر را از دیگران سلب کردم .

46 ـ از اینکه از تو ناامید شدم و فکر کردم مشکلم را نمی توانی حل کنی( ان الله علیکل شیئی قدیر) در حالیکه یأس از رحمت تو خود گناهی بزرگ است .

47 ـ از اینکه بی‌دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم.

48ـ از اینکه کسی با من حرف می‌زد و من بی‌اعتنا بودم .

49ـ از اینکه به جای پیروی از عقل از نفس پیروی کردم .

50ـ از اینکه برای فخر فروختن یاد گرفتم .

51- از اینکه به جای اینکه امیدوار شوم، ناامید شدم .

52- از اینکه کاری را برای عزیز کردن خود کردم .

53ـ از اینکه تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم .

54- از اینکه سخن گفتنم بدون اینکه فکر کنم که چه می‌گویم .

55ـ از اینکه وقتی خود از انجام کاری یا خوردن چیزی خودداری می‌کردم دیگری را هم از آن محروم می‌نمودم .

56ـ از اینکه چیزی را که بدرستی آن اطمینان نداشته گفته بعد متوجه شدم که اشتباه گفته‌ام .

57ـ از اینکه برای هر کاری با همه مشورت کردم جز تو .

58ـ از اینکه « خدا می‌بیند » را در همه کارهایم دخالت ندادم .

59ـ از اینکه قاه قاه خندیدم و سختی آخرت را فراموش کردم .

60ـ از اینکه روزه‌ خواری کردم .

61ـ از اینکه به امانتی خیانت کردم .

62ـ از اینکه کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم .

و در آخر شعارهائی را تکرار می‌کنم که : خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی «عج» خمینی(ره) را نگهدار از عمر ما بکاه و برعمر او بیفزا. آمین یارب العالمین .